مدرسه کلوب
مدرسه کلوب | Madresehclub
خانه
ورود اعضا
88757 بازدید

داستان آموزنده و کوتاه

  • avatar
    کاربر فعال|134 سپاس شده|312 پست
    ۱۰:۴۶ ۱۳۹۲/۱۰/۸
    من دوست ندارم بزرگ شوم

     من دختر 10 ساله ی خانواده ی 4 نفره هستم. 
    برادرم نصف سن من و 5 سال دارد.
    مادرم 33 سال دارد. مادرم خانه دار است
    و برای سیر کردن شکم من و برادرم هر روز 2 بار پیاز سرخ می کند.

    او از بوی پیاز سرخ شده بدش می آید و ناراحت است که چرا کم بیرون از خانه می رود.
    مامان دوست دارد شکم ما را سیر نکند و بیرون از خانه کار کند. 


    خاله ی من 28 سالش است و در خارج از شهر کار می کند. 
    صبح قبل از طلوع آفتاب به سرکار می رود و بعد از غروب آفتاب به خانه بر می گردد. 
    پولی را که از کار کردن به دست میاورد غذای آماده می خرد و شکم خودش را سیر می کند. 
    خاله همیشه خسته است و از هوای آلوده بدش می آید. 
    خاله دوست دارد در خانه بماند و غذای خانگی را جلوی تلوزیون و با خیال راحت بخورد. 
    مادر من با بابایم دعوا می کند که چرا باید همش پیاز سرخ کند، اما خاله ی با همکارانش دعوا می کند.

    مادر من همکار ندارد که با او دعوا کند و خاله ی من شوهری ندارد تا با او دعوا کند. 
    من 10 ساله هستم و باید تصمیم خودم را بگیرم که هوای آلوده بخورم یا بوی پیاز سرخ کرده. 
    باید ببینم شکم خودم را سیر کنم یا شکم بچه هایم را. 
    با شوهرم دعوا کنم یا با همکارانم. 

    من دوست ندارم بزرگ شوم چون در هر صورت باید ناراحت باشم . . .
  • avatar
    خانم پارسا
    کاربر جدید|0 سپاس شده|5 پست
    ۱۲:۰۳ ۱۳۹۸/۲/۳
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
مدرسه یاب
استان :
شهر :
منطقه :
محدوده(اختیاری) :
مقطع تحصیلی :
نوع مدرسه :
جنسیت :
نام مدرسه :
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این بخش
آخرین پست های این تالار
پیش دبستانی و دبستان غیردولتی پسرانه پویش
مادایران، نماد اطمینان
تبلیغات
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به اين سايت (مدرسه کلوب ) میباشد و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است © Copyright 2020 - MadresehClub.com