خانه
ورود اعضا
آخرین پست تاپیک : ۱۳:۲۴ ۱۳۹۷/۶/۲۱
15445 بازدید

معرفی کتاب های ناب با خلاصه ای از کتاب

  • avatar
    کاربر جدید|10 سپاس شده|38 پست
    ۱۰:۱۹ ۱۳۹۴/۹/۴

    من به کتاب خوندن خیلی علاقه دارم و می خوام کتاب هایی که به نظرم ارزش خوندن دارندو معرفی کنم امیدوارم که خوشتون بیاد و بتونید از بین این پیشنهادا انتخاب کنید و لذت ببرید

    شما هم اگر کتاب خوب میشناسید به من معرفی کنید 55

  • avatar
    نارین گل
    کاربر جدید|3 سپاس شده|76 پست
    ۱۵:۵۳ ۱۳۹۶/۹/۱۲

     

    مدار صفر درجه ( جلد 1 )

     

    نویسنده :احمد محمود

     

    انتشارات معين

    داستان توي يك خانواده فقير جنوبي جريان داره . پدر باران فوت كرده و او ناچار دست از كار كشيده و شاگرد سلماني شده است . خواهرش بلقيس و شوهرش نوذر نيز با آنها زندگي مي كنند و بچه دار نمي شوند. برادرش برزو براي يك ارتشي كار مي كند و به خانواده پشت كرده و .... جريان فقر خانواده بزرگ شدن باران در بازار اعتصاب دانشجويان اعتراض مردم خوزستان در اين مورد كه پست هاي مهم در دست غير خوزستاني هاست و ... مي باشد ................

    اینم یه رمان خوب ایرانی

    معرفی کتاب های ناب با خلاصه ای از کتاب

  • avatar
    نارین گل
    کاربر جدید|3 سپاس شده|76 پست
    ۱۵:۵۹ ۱۳۹۶/۹/۱۲

    خیابان میگل

    نویسنده:نایپل

     از متن کتاب:

    بیگ فوت راست راستی گنده و سیاه بود و توی خیابان میگل همه ازش می‌ترسیدند. علت ترس مردم گندگی یا سیاهیش نبود، چون گنده‌تر و سیاه‌تر از او فراوان بود. ترس مردم از این بود که خیلی ساکت و اخمو بود؛ مثل سگهای ترسناکی که هرگز پارس نمی‌کنند، بلکه فقط از گوشۀ چشم به آدم زل می‌زنند خطرناک به نظر می‌رسید.
    هت می‌گفت: « می‌دانی، آرامشی که نشان می‌دهد، یک جور نمایش است.»
    با اینحال می‌شنیدی که هت در مسابقات و کریکت به خرد و کلان می‌گفت: « بیگ فوت و من؟ ما دوست جان جانی هستیم، بابا. با هم بزرگ شدیم.»
    توی مدرسه من می‌گفتم: « بیگ فوت با من توی یک خیابان می‌نشیند.» می‌شنوی؟ خوبِ خوب می‌شناسمش، و اگر یکی از شماها دست رویم بلند کند، به اش می‌گویم.»
    تا آن وقت حتی یک کلمه هم با بیگ فوت حرف نزده بودم.
    ما بروبچه‌های خیابان میگل به خودمان باد می‌کردیم که او مال ماست، چون در پرت آو اسپین شخصیت معروفی شده بود. همین بیگ فوت بود که به طرف ساختمان رادیو ترینیداد سنگ پرت کرد و شیشۀ یکی از پنجره ها را شکست. قاضی دادگاه بخش که علت این کارش را پرسید، بیگ فوت گفت: « برای آنکه بیدارشان کنم.»
    آدم خیرخواهی جریمه‌اش را پرداخت.
    بعد زمانی شغل رانندگی یکی از اتوبوس‌های دیزل را به دست آورد. اتوبوس را از شهر به کارنج کیلومتری آن برد و به مسافرها گفت پیاده شوند و حمام کنند، خودش هم ایستاد و تماشای‌شان کرد.
    چندی بعد پستچی شد و نامه‌های مردم را عوضی تحویل داد. او را کنار اسکله دیدند که کیف نیمه پر نامه را کنارش گذاشته و پاهای گنده‌اش را کرده توی آب خلیج پاریا.
    گفت: «مدام این ور آن ور رفتن و نامه ها را تحویل مردم دادن کار سختی است. آدم می‌شود مثل تمبر پستی، بابا.» همۀ مردم ترینیداد او را لوده می‌دانستند، اما ما که او را می‌شناختیم موافق نبودیم..
    معرفی کتاب های ناب با خلاصه ای از کتاب
  • avatar
    نارین گل
    کاربر جدید|3 سپاس شده|76 پست
    ۱۶:۱۰ ۱۳۹۶/۹/۱۲

    بارون درخت‌نشین

    نویسنده :ایتالو کالوینو

    نوسنده ایتالیایی است که در سال ۱۹۵۷ به چاپ رسید. این کتاب سرگذشت پسری را به تصویر می‌کشد که تصمیم می‌گیرد زندگی خود را بر روی درختان سپری کند. ایجاد یک «پادشاهی درختی» توسط پسر استعاره‌ای از استقلال معرفی می‌شود و چالش‌ها وفرصت‌های این عمل دستمایه‌ای برای نویسنده به منظور بررسی پرسش‌های فلسفی بشر می‌گردد. این کتاب در سال ۱۳۸۶ توسط مهدی سحابی  و چاپ موسسه انتشارات نگاه به پارسی بازگردانی شد.

    خلاصه داستان :

    کتاب داستان زندگی  کوزیمو لارس دو روندو پسر بارون آرمینیوس را از سن ۱۲ سالگی تا مرگ از زبان برادرش بیاجیو به تصویر می‌کشد. خانواده اعیانی آن‌ها در شهر اومبروزا زندگی می‌کند و کودکان با شیوه‌های سخت و خشکی بزرگ می‌شوند که پذیرششان از سوی بچه‌ها به اکراه صورت می‌پذیرد. ناخرسندی کوزیمو تا بدانجا پیش می‌رود که روزی به بالای درخت بلوطی می‌رود و دیگر حاضر به پایین آمدن نمی‌شود. وجود جنگل‌های بسیار با درختانی که شاخه‌هایشان در هم می‌رود این امکان را به «بارون درخت‌نشین» می‌دهد که از منطقه‌ای به منطقه دیگر و از شهری به شهر دیگر سفر کند بی آنکه نیازی به پایین آمدن از درختان داشته باشد.

    این رفتار و زندگی پیوسته بر روی درختان گوناگون تا پایان عمر با او می‌ماند. در این میان هر آن مقدار که بارون خود را از دیگران و مردم روی زمین دورتر می‌کند، بیشتر و بیشتر به رابطه و کمک به آن‌ها نیاز پیدا می‌کند. عشق میان بارون و دختری به نام ویولتا باعث دگرگون شدن زندگی بارون و بیاجیو و مردمان اومبرزو می‌شود.

    معرفی کتاب های ناب با خلاصه ای از کتاب
  • avatar
    نارین گل
    کاربر جدید|3 سپاس شده|76 پست
    ۱۶:۲۱ ۱۳۹۶/۹/۱۲


    بادبادک‌باز

      این کتاب نخستین اثر منتشرشدهٔ خالد حسینی ، رمانی به انگلیسی است . در سال ۲۰۰۷ میلادی فیلمی بر اساس این کتاب ساخته شد.

    داستان از زبان امیر روایت می‌شود، امیر یک نویسندهٔ اهل افغانستان از تبار پشتون ساکن کالیفرنیا است که برای نجات یک بچه راهی افغانستان می‌شود؛ افغانستانی که در تحت حاکمیت طالبان است و یکی از سخت‌ترین دوران تاریخ چند هزار ساله‌اش را سپری می‌کند و به بهانهٔ این سفر به افغانستان امیر داستان زندگی‌اش را تعریف می‌کند

    خلاصه داستان :

    روایت این رمان دوستی امیر با حسن است; امیر در سن ۱۲ سالگی به یار همیشگی خود حسن خیانت می‌کند و این گناه تا سال‌ها مانند یک استخوان در گلویش گیر مانده و حتی شادترین لحظات زندگی را برای او تیره و تار می‌کند. در سال 1979 با حمله روس ها به افغانستان امیر با پدرش (بابا) از افغانستان فراری میشوند، و تمام روزهای تلخ و شیرین گذشته را هم در ذهن خود به فریمانت می برند. در این زمان طالبان حسن و همسرش را به جرم هزاره بودن به قتل میرسانند و تنها پسری معصوم (سهراب) از آنها به یادگار می ماند، پسری که در دستان طالبان اسیر می شود. امیر با شنیدن این داستان به خاطر جبران خیانتش نسبت به حسن تصمیم به نجات دادن ان پسر می گیرد و از امریکا دوباره به افغانستان برمی گردد و ... اين كتاب توسط انتشارات مجيد با ترجمه رضا اسكندرى نيز ترجمه و چاپ شده است.

     

    معرفی کتاب های ناب با خلاصه ای از کتاب

  • avatar
    نارین گل
    کاربر جدید|3 سپاس شده|76 پست
    ۱۶:۲۷ ۱۳۹۶/۹/۱۲

    سرزمین باد

    نویسنده :گراتزیا دلددا
    مترجم :بهمن فرزانه

    انتشارات آگاه
    کتاب در مورد دختری است که در ماه عسل خود با مردی که در دوران نوجوانی عاشقش بوده است برخورد می کند و .....

    معرفی کتاب های ناب با خلاصه ای از کتاب
  • avatar
    sana
    کاربر جدید|0 سپاس شده|1 پست
    ۱۳:۲۴ ۱۳۹۷/۶/۲۱

    باد به قاصدک گفت 

     نویسنده: معصومه انصاری فرد 

     خلاصه داستان:

    همه لحظه‌ای مکث کردند و خوب به صداهای اطرافشان گوش سپردند و درست در آن لحظه بود که آن‌ها نیز صداهای که کمی بلندتر از یک زمزمه بود را شنیدند. بی‌درنگ رنگی از امید صورت‌هایشان را شاداب‌تر کرد و زمانی که رد صدا را گرفتند، متوجه شدند که‌ موج صدا از سمت تپه‌ای که در سمت چپشان قرار داشت، قوی‌تر می‌شد پس با گام‌های بلند خود را بـه تـپه رسـاندند و درحالـی‌که بـه هم کمک می‌کـردند از آن بالا رفتند. هنگامی‌که با سینه‌های از نفس افتاده به بالای تپه رسیدند از دیدن چیزی که پیش رویشان بود، چشمانشان برقی زد و گل لبخند بر لبانشان شکفت.

    معرفی کتاب های ناب با خلاصه ای از کتاب
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
مدرسه یاب
استان :
شهر :
منطقه :
محدوده(اختیاری) :
مقطع تحصیلی :
نوع مدرسه :
جنسیت :
نام مدرسه :
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این بخش
آخرین پست های این تالار
مادایران، نماد اطمینان
تبلیغات
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به اين سايت (مدرسه کلوب ) میباشد و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است © Copyright 2018 - MadresehClub.com